برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیان
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیان
حرف دل ریش ریشه از تیشه بپرس
بر دل چه گذشت ؟چون شد آخر؟ تو نپرس
سنگینی سنگ خاره از شیشه بپرس!

برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیان
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیان
اما آن چه را که باید زود « می فهمیدند»، دیر « فهمیدند»!
...و آن این که سرانجام « فهميدند »
كه نبايد زياد « مي فهميدند» !!
« درک و فهم» گر چه « بالِ پریدن » است،
لیک در این دیار « وبالِ دیدن » است!
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیان
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیان
که بیش از این که « تلاش جانانه » برای تامین « معاش روزانه » انجام دهند،
« بشدّت می کوشند » و با « حِدّت می خروشند »،
تا « از شکست برهند » و هستی خود « از دست ندهند»
اینان « تقارُب به کدخدا » را به جای « تقرُّب به خدا »
و « تملُّق حضرت والا » را به جای « تحقُّق حسرت رویا »نشانده اند!
منتهای آمال مردم « حفظ وجود » و « وضع موجود »است!
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیان
در وجود دیگران «دیدم» و از آن «رنجیدم»،
ولی چون در آيينه «نيك نگريستم»،«بسیار گریستم»
زیرا از آن «بسی نازيباتر» و «بسیار ناسزاتر» را
در «سيماي شخصيت» و «هیولای هویت» خود يافتم.
بنابراین دریافتم که هر گونه «صلاح» و «اصلاح» را باید از خود آغاز کرد.
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیان